نقد و بررسی Crash Bandicoot N.Sane Trilogy

[ad_1]

نقد و بررسی Crash Bandicoot N.Sane Trilogy

“به قلم علیرضا رزمجویی” 

می‌توان گفت، بندیکوت‌ها تنها گونه‌ی حیوانی هستند که به شدت زیر سایه‌ی هم‌نوعِ دیجیتالی خود قرار گرفته‌اند. با شنیدن کلمه‌ی “Bandicoot” اولین چیزی که به ذهن هجوم می‌آورد، حدود 20 سال خاطرات تلخ و شیرین با Crash Bandicoot است؛ نه حیوان ناشناخته‌ای که فقط در منطقه‌ی استرالیا یافت می‌شود! این شهرت از دوران شکوفایی این سری بر روی PS1 نشات می‌گیرد که همزمان با اوج‌گیری استدیوی محبوب این روزها “ناتی داگ”، شخصیت Crash به چهره‌ی Playstation تبدیل شد. پس از غیبتی طولانی مدت، حالا Activision شخصیت Crash را از منجلابی عمیق که در این سالها گرفتارِ آن شده بود، رهایی بخشیده و برخلاف تلاش‌های بی‌ثمر گذشته برای احیا کردن این سری توسط نسخه و رویکردی‌ جدید، این بار به سراغ بازسازی نسخه‌های محبوبی رفته است که Crash را از همان ابتدا به سر زبان‌ها انداخت.

شاید پس از مدت‌ها شکست در ساخت عنوانی درخور و ناامیدیِ متداوم طرفداران، این بهترین رویکردِ ممکن باشد. شاید عرضه‌ی N.Sane Trilogy برای طرفداران بسیار هیجان‌انگیزتر از معرفی یک کرش بندیکوتِ جدید باشد چون حالا ریسکی در کار نیست. حالا طرفداران می‌دانند هر چقدر هم که مسیر پروژه به قهقرا برود، هنوز دریایی از نوستالژی انتظارشان را می‌کشد. اما یادمان باشد، افرادی که از این نعمت برخوردار نیستند نیز مخاطبانِ این سه‌گانه هستند. 

N.Sane Trilogy خاطرات شیرینی را یادآوری می‌کند اما با خود خبرهای تلخی نیز به همراه دارد. خیلی رک بگویم، برای فردی که کودکی خود را با Crash Bandicoot گذرانده است، N.Sane Trilogy یک خرید بی چون‌ و چرا می‌باشد و نیازی به صحبت اضافه‌ای نیست. اما اگر بخواهیم ارزش این بازسازی را بسنجیم و تصمیم بگیریم به جای سفر به 20 سال قبل، در واقع در سال 2017 کرش بندیکوت بازی کنیم، باید علاوه بر ارتقای گرافیکی، به مسائل بیشتر و عمیق‌تری بپردازیم.

اگر فرصتی بین لحظه‌های پرتحرک و چالش‌زای بازی پیدا کنید، نگریستن به محیط‌ها و مدل شخصیت‌های N.Sane Trilogy بیش از چیزی که فکر می‌کنید دلپذیر است. Vicarious Visions برای نوسازیِ ظاهر این عناوین، سنگ‌ تمام گذاشته است و حقیقتا تمرکز ویژه‌ای را برای وسوسه کردن مخاطبان جدید اختصاص داده است. تا حدی که با تماشای بازی ابدا به قدمت 20 ساله‌ی آنها نمی‌توان پی برد. اما این بازسازی گرافیکی کمی با چیزی که از بازیهای اصلی به یاد داریم، متفاوت‌ ظاهر شده است. حالا دنیای Crash Bandicoot بسیار رنگارنگ و روشن است و شخصیت‌ها و دشمنان بیشتر از چیزی که به یاد داریم، دوستانه به نظر می‌رسند. آن رنگ‌بندی منحصربفرد و آشنا کمرنگ‌ تر شده و به مقدار زیادی از تاریکیِ اتمسفر بازی کاسته شده است. این رویکرد را نمی‌توان با قطعیت نکته‌ای منفی یا مثبت تلقی کرد و صفتِ “متفاوت” برای آن مناسب‌تر است اما همین تغییر نسبیِ اتمسفر بر خلاف تازه‌واردان ممکن است برای طرفداران قدیمی مقداری ناخوشایند باشد.

از مسائل ظاهری که بگذریم، متوجه تغییرات ریز و درشتی در گیم‌پلی خواهیم شد که بسیاری از آنها برای بهبود هر چه بیشتر پلتفرمینگ هر سه عنوان انجام شده است اما گاها این تغییرات از جنبه‌ای دیگر باعث وارد شدن لطمه‌ی به تجربه‌ی  بازی شده است. مثلا بزرگترین تغییر در گیم‌پلی، استفاده از یک سیستم واحد برای فیزیک و کنترل بازی در هر سه نسخه می‌باشد. این سیستم واحد که نسخه‌ی بهبودیافته‌ای از گیم‌پلی نسخه‌ی دوم می‌باشد، باعث شده است که جست و خیز در بازی و ارتباط با محیط در هر سه نسخه به یک شکل صورت بگیرد و تجربه‌ی پیوسته‌ای به وجود بیاید که با ماهر شدن در نسخه‌ی اول، در نسخه‌ی دوم و سوم نیز از همان مهارت استفاده کنیم. این رویکردی مناسب است که برای مخاطبان جدید می‌تواند بسیار کارآمد باشد اما متاسفانه خساراتی را در نسخه‌ی اول به بار آورده است که به تجربه‌ی بازی لطمه وارد کرده است.

همانطور که می‌دانید نسخه‌ی اول سخت‌ترین نسخه در این سه‌گانه بوده و از سیستم پلتفرمینگ متفاوتی بهره می‌برده است که حالا با سیستم کنونی جایگرین شده است اما مشکل از جایی سرچشمه می‌گیرد که تمام مراحل بر اساس آن سیستم گذشته طراحی شده است و به خوبی نمی‌تواند با رویکرد جدید سازگار شود. این مشکل بیشتر در پرش‌‌های رو به جلو که می‌توان گفت پراستفاده‌ترین مکانیزم این سه‌گانه می‌باشد، جلوه پیدا می‌کند. و در برخی از موارد بدون مرتکب شدن اشتباهی، مخاطب را تنبیه می‌کند. خوشبختانه این مشکل بیشتر در برخی مراحل خاص مانند The High Road خود را نشان می‌دهد که اتفاقا سخت‌ترین مرحله‌ی نسخه‌ی اول نیز می‌باشد و حالا بی‌رحمانه‌تر نیز شده است!

البته اگر منصف باشیم، به راحتی می‌توانیم نسخه‌ی اول را بهبودیافته‌ترین نسخه‌ی این سه‌گانه بنامیم. بسیاری از امکانات نسخه‌ی دوم و سوم به این نسخه‌ نیز اضافه شده‌اند و حالا می‌توان به راحتی با سیستم سیو جدید و شمارشِ لحظه‌ای تعداد جعبه‌ها، پیشروی‌تان را در اختیار خود درآورید. برعکس نسخه‌ی اول، نسخه‌ی دوم در زمان خود با امکانات و گیم‌پلی اصلاح شده‌‌اش گام بزرگی برای این سری محسوب می‌شد اما حالا با متحد شدن بسیاری از قابلیت‌ها در هر سه نسخه، کمتر از همیشه، عنوانی انقلابی به نظر می‌رسد اما باز هم محیط‌های وسیع‌تر و مراحل طولانی و متنوع‌تر، برتری خود را به خوبی نشان می‌دهند.

اگر استثناها را کنار بگذاریم، مراحل پلتفرمینگ هر سه نسخه‌، هنوز هم پس از دو دهه سرگرم‌کننده و جذاب باقی مانده‌اند و هر مرحله به طور جداگانه از ارزش تکرار بالایی برخوردار است. مخصوصا حالا که Leaderboardهای بسیار مفیدی برای بخش Time Trail هر مرحله اضافه شده است که به خوبی باعث می‌شود برای شکستن رکورد دوستانتان، مرحله موردعلاقه‌ی خود را بارها و بارها تکرار کرده و به رقابت بپردازید.


از تغییرات گفتیم اما موارد زیادی وجود دارند که از نظر گیم‌پلی تقریبا به همان شکل گذشته باقی‌ مانده‌اند و یادگاری‌هایی از زمان رونق و پدید آمدن سبک پلتفرمر سه بعدی هستند. این جهت‌گیری در بسیاری از موارد بر وفق مراد طرفداران قدیمی می‌باشد و بر پایه‌ی احترام به آنها بنا شده است اما مواردی نیز وجود دارد که حسِ نیاز مبرم به تغییر و نوسازی در آن به حس نوستالژی غلبه می‌کند. نمونه‌ی بارز آن مراحل بدون جاذبه و همراه با Jet Pack در نسخه‌ی دوم است که از کنترلی بشدت نامتعادل و ناخوشایند رنج می‌برد و برخلاف ظاهر زیبای خود، از ابتدا تا انتها با ارائه‌ی تجربه‌ای نامعقول و تقریبا غیرقابل کنترل، اثری زشت را در ذهن مخاطب به جای می‌گذارد. خوشبختانه این تنها مورد در نسخه‌ی دوم می‌باشد و متاسفانه نسخه‌ی سوم مملو از این مراحل است! مراحل جت‌ اسکی، موتورسواری و غواصی که بخش عمده‌ای از نسخه‌ی سوم را شامل می‌شوند، برخلاف نام‌های وسوسه‌کننده‌شان، کماکان بسیار خسته‌کننده و آزاردهنده هستند.

نکته تاسف‌ برانگیز این است که تمام مراحل بالا در نسخه‌های اولیه نیز مشکلاتی مشابه را یدک می‌کشیدند و از آن زمان تاکنون انتقادات بسیاری از جانب طرفداران به آنها شده بود. Vicarious Visions می‌توانست از این مشکلات بهترین استفاده را بکند و با تعمیر یکی از بزرگترین نقص‌های Crash Bandicoot، بهترین نسخه‌های این سری را به طرفداران هدیه کند اما تغییرات ناچیزی که در این زمینه لحاظ شده است و گذر زمان باعث شده، مشکلات این مراحل بیش از پیش خود را نمایان کنند و حتی تجربه‌ی شیرین مراحل پلتفرمینگ را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

اینجاست که می‌توانیم به سختیِ کار Vicarious Visions در بازسازی این سه‌گانه پی ببریم و نمونه‌ی دیگری از اینکه “یک بازسازی ممکن است بسیار چالش‌ برانگیزتر از ساخت عنوانی جدید باشد” را به عینه مشاهده کنیم. بدیهی است که وقتی سعی می‌شود تا دو قشر کاملا متفاوت از گیمرها (طرفداران قدیمی و مخاطبان جدید) را راضی نگه داشته، ممکن است تصمیمات اشتباه زیادی رخ بدهد و ایجاد این تعادل بین دو گروه کاری بس دشوار است. مخصوصا زمانی که با عناوینی به قدمت دو دهه و سه عنوان با کنترل و طراحی‌های متفاوت، سروکار داشته باشیم.

با تمام این تفاسیر، همانطور که در ابتدای متن اشاره شد، این کالکشنی است که هیچکدام از طرفداران نباید آنرا از دست بدهند و حتی طرفداران جدید نیز می‌توانند با مراحل پلتفرمینگ جذاب و گرافیک به روز شده‌ی آن، اوقات بسیار خوشی را سپری کنند.  

در پایان چیزی که به دور از هیاهو و در پس زمینه، کار خود را به بهترین شکل انجام می‌دهد، موسیقی ارتقایافته و پر از خاطره‌ی Crash Bandicoot است که بدون شک هر دو قشرِ هدف را فقط در عرض چند ثانیه، از انرژی و ریتم منحصربفرد خود سرمست خواهد کرد.

بازبینی تصویری

“Crash Bandicoot بسیار آرامش‌بخش تر از قبل به نظر می‌رسد”

 

“هنوز هم بعد از 20 سال، نفس‌گیر است”

 

“راهنمایی‌های بازی در صفحه‌ی لودینگ، برای تازه‌واردان بسیار مفید خواهد بود”

 

“نسخه‌ی اول هنوز هم چالش‌برانگیز است!”

 

“فقط تا زمانی که به کنترلر دست نزنید، زیباست!”

“وقتی سخت‌ترین مرحله به آسان‌ترین تبدیل می‌شود! حتی گلیچ‌های معروف گذشته نیز بدون تغییر در بازی حضور دارند”

 

“نمودارهای بسیار کارآمدی که شما را به رقابت با دوستان و حتی نزدیک شدن به رکورد جهانی تشویق می‌کند.”

نکات مثبت

ارزش تکرار بالا و لذت تمام‌نشدنی مراحل پلتفرمینگ

کیفیت بصری کاملا به روز شده

اتحاد هر سه نسخه در زمینه فیزیک و کنترل شخصیت

بهبود تحسین‌برانگیز نسخه‌ی اول

نمودارها و Leaderboards بسیار کارا

موسیقی ارتقایافته و خاطره‌انگیز

نکات منفی

کنترل بسیار آزاردهنده‌ی برخی مراحل نسخه‌ی دوم و سوم

تغییراتی نامناسب در نسخه‌ی اول

تغییر نسبی اتمسفر بازی با ارتقا و دگرگونی استایل گرافیکی

سخن آخر

Crash Bandicoot: N.Sane Trilogy سه نسخه‌ی باارزش از تاریخ سری Crash Bandicoot را با ظاهری بسیار جذاب و با قیمتی مناسب در اختیار طرفداران قدیمی و جدید قرار می‌دهد. با اینکه هر یک از نسخه‌ها کم و کاستی‌های مشهودی در بخش گیم‌پلی دارند، اما هنوز هم می‌توان در لذت و سرگرمیِ بی‌نهایت آنها غرق شد.

Verdict

Crash Bandicoot: N. Sance Trilogy presents us 3 games of the original series with much better visuals, graphics and of course, price. Although each version has it’s own issues in the gameplay which are quite evident, but none can stop the players from drowning into it’s endless enternainments.

Score: 8

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *