دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهی

[ad_1]

239

حجم : 5.38 مگابایت

۲۳ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهی

نسخه موبایل و PDF

دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهیخلاصه ی داستان :

درمورد دختری شیطون و شاد و شنگول به نام ماهور که سعی داره با روحیه شادش به زندگی بی روح آقا پسر قصمون روح ببخشه!…پایان خوش

دلم یکی مثل تو را میخواهد! …

یکی به مثال آب! … پاک و زلال! …

تو اگر باشی من هستم! …

این دنیا ، بی عشق معنا ندارد! … بگذار بگویم بی تو معنا ندارد! …

دلت صاف است آیینه من! … عشق را در آیینه نگاهت دیدم! عشق پاک تو ماه را به زمین میکشاند !

قلب بی تاب من که چیزی نیست !… من برای آن ضمیر آشنا جان میدهم!

ضمیر” میم ” پایان نام زیبایت ! مال من میشوی ! میشوی شاه قلبم ! … این قصر سوت و کور است بی عشق تو ! چه زیباست که بی منت دوستم داری و دوستت دارم آیینه من ! بگذار در اقیانوس محبتت گم شوم! … قایق آرزو بسازم و تور عشق به قلب موج هایت بیاندازم! … میخواهم عشقت را به تور بکشم! … دیگر فرقی ندارد که در مثلث مرگ غرق شوم یا رهایی یابم! … من به امید ساحل آغوشت پارو میزنم دریای من ! … نگذار قایق عشقمان به گل بنشیند! بگو دروغ است این که عشقمان فراموشت شده! … عشق من و تو را در قلب دریا به دست موج ها سپرده است آن خدایی که عشق را آفرید! من و تو محکومیم به دوست داشتن! … شیرین ترین محکمه هستی! حتی اگر این محکمه به قیمت رفتن تو و تنهایی من باشد … در هوای تو ، بی هوای خودت نفس میکشم! … نفس میکشم به عشق نفس هایی که کنار عشقت میکشی! حماقت یا عاشقی! اسمش را هر چه میخواهی بگذار! … من فقط به هوای تو نفس میکشم!

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزال

[ad_1]

333

حجم : 4.25 مگابایت

۱۹ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزال

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزالخلاصه داستان :

امیر ارسلان قصه ی ما محکم و مستبدوبا اراده است…. مهربونیاش رو نشون نمیده اما بدی هاش و رفتار مستبدش به خوبی قابل مشاهدس و ستایش قصه ی ما یه دختر مهربون و درد دیده است….
تا حالا چیزی رو برای خودش نداشته….نه اینکه نداشته باشه…..نذاشتن که داشته باشه و اما  داستان ما از اونجا شروع میشه که ارسلان بخاطر برگردوندن چیزایی (نامزد سابقش و اموالش)که پدر ستایش دزدیده ستایش رو میدزده تا پسشون بگیره اما پدر ستایش میگه:
اصلا دختری به اسم ستایش نداره…………
و ارسلان………..

ژانر:عاشقانه-اجتماعی-معمایی
این داستان پر از معماست

قسمتی از داستان:

با امروز فکرکنم ۵روزه این جام….اصلا نمیدونم چرا منو اینجا آوردن….نمیدونم گناه من چیه.
خدایا گناه من چبه که از بچگی تا حالا باید اینطور تحقیر بشم….توی سرم بزنند….چطور باید این همه درد رو تحمل کنم.
حداقل تا وقتی بی بی گل نسا جونم زنده بود یکی رو داشتم که باهاش دردو دل کنم و اون بهم روحیه بده….اما انگار دنیا همیشه با من سر لج
داره….از وقتی توی اون تصادف لعنتی با عمو حسین فوت شدند از همیشه تنهاتر شدم….از ۲سال پیش شدم خودم و خودم….بدون هیچ یار ویاوری
تنهایی من از این نیست که آدمای هم خون ندارم.
تنهایی من از این نیست که خانواده ندارم.
نه من کنارهمون هم خون ها از همه تنهاترم
پدر و برادری که من رو نمیخوان.
فامیلی کهمنو شوم و بد میدونند
حتی از اینکه چشماشون به من بیفته متنفرند
پدرم با اون همه ثروت و کاخ نشینی اما من توی اتاق ته باغ پیش بی بی گل نسا و عمو حسین بزرگ شدم و تنها بودم.
با زحمت ها و پادرمیونی عمو حسین تونستم دیپلم ریاضی بگیرم….همیشه دوست داشتم معماری بخونم….اما فکر نمیکنم هیچوقت به آرزوم برسم.
تنها خوش شانسی که داشتم این بود که از بی بی گل نسا خیاطی و گل دوزی یادگرفتم و بعد از فوت شدن از تولیدی لباس می آوردم و

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان یک مشت خالی از زندگی نوشته یگانه

[ad_1]

425

حجم : 5 مگابایت

۱۷ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان یک مشت خالی از زندگی نوشته یگانه

دانلود رمان یک مشت خالی از زندگی نوشته یگانه

خلاصه داستان :

در مورد مشکلات زندگی زناشویی.

اشتباهات و کج فهمی های ما که همیشه عواقب بدی رو برامون رقم میزنه…پایان خوش

قسمتی از داستان:

به آینه و شمعدان رنگ و رو رفته ی میان سفره نگاه کرد که به جای تصویر خودشان روی ساعت بالای سرشان تنظیم شده بود. چهار و چهل و پنج دقیقه…
نمیدانست نشستنش اینجا با این مانتوی خفاشی کرم و شال و شلوار سفید، برای ازدواج مجدد تا چه حد درست است! دستش را کمی بالا آورد و حلقه ای که دوباره در انگشت انگشتری نشسته بود را خریدارانه دید زد…
اینبار نه پر از نگین بود، نه آنقدر سنگین و گران… اینبار فقط یک رینگ ساده ی نازک سفید بود… ساده ی ساده مثل خودش…

به لرزش محسوس دست هایش چشم دوخت. باز هم از کلمات عربی بی سر و ته چیزی درک نکرد…
در دلش رخت میشستند و چنگ شدن معده اش را حس میکرد.
عاقد برای بار اول از او وکالت خواسته بود. انتظار زیادی بود اگر منتظر جمله ی کلیشه ایه ” عروس رفته گل بچینه” مینشست! نمیدانست آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟!
کاش کسی بود تا برای شیرینی این ازدواج مجدد هم قند میسابید و کسی هم بود تا سفره ای روی سرشان بگیرد و برای خوشبختی شان دعا کند…
-: عروس خانوم وکیلم؟
مسخره بود اگر تا بار سوم صبر میکرد او که بار اولش نبود…
دست گرمی دستش را فشرد. با تعجب به دست بزرگ و پر مویش نگاه کرد! لازم بود بگوید هنوز بله را نداده و هنوز نامحرم محسوب میشود؟ نه! لازم نبود…
در چشم هایش خیره شد و بله را داد.

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان تنهای مغرور نوشته پریسا حکمت

[ad_1]

254

حجم : 3.91 مگابایت

۱۶ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان تنهای مغرور نوشته پریسا حکمت

دانلود رمان تنهای مغرور نوشته پریسا حکمت

خلاصه داستان :
آنجل دختری از جنس یخ، دختری مغرور و سرد که از اول اینطوری نبوده دقیقا هشت سال پیش وقتی ۱۶ ساله بود یه اتفاقی میوفته که زندگیش با خاک یکسان میشه اون توی یه روز دوتا از عزیزتریناشو از دست میده، پدر و مادرش، که هردو پلیس بودن توی یه ماموریت به دست یه باند بزرگ به قتل میرسن و درست چند ماه بعد از اون آنجل یه ضربه دیگه میخوره این بار به خاطر اعتماد بی جا و بچگانه…
اون وارد حرفه پلیسی میشه تا آتیش انتقامشو از همه اونایی که عذابش دادن بگیره…
از طرفی یه پسری به اسم آرنولد وارد زندگیش میشه  که زندگیش مثل آنجله چه الان و چه گذشتش حتی علایق و سلیقه هاشون هم یکیه این پسرهم در گذشته ضربه بدی خورده و حالا مثل آنجل سرد و محکم و مغروره و اون هم برای انتقام وارد حرفه پلیسی شده… حالا این دوتا توی یه مامریت که واسه هردوتاشون خیلی مهمه باهم همکار میشن و هردو میخوان با آتیش انتقامشون همه اون آدمای پستو به آتیش بکشن…پایان خوش


مقدمه:
نمیشکنم.. سرد میشوم… تنها میشوم… هرچیزی را به جان میخرم اما…
اما نمیگذارم مرا خرد کنند… من بازیچه کسی نخواهم شد…
مغرور میشوم اجازه نمیدهم گرگ صفتان خودشان را به من نزدیک کنند…
تا زمانی که به هدف خود نرسم، این حس انتقام در من غوطه ور خواهد ماند…
بی صبرانه انتظار میکشم تا روز موعود فرا رسد…
شده ام تنهای مغرور تا این بازی را اتمام ببخشم…

قسمتی از داستان
صدای شلیک گلوله بود که همه جارو پر کرده بود…
اگه اون دختره ی احمق خوب کارشو انجام میداد الان لو نرفته بودیم.
اه اه گند زد به ماموریت.
سردیه اسلحه رو پشت کمرم احساس کردم….
خیلی آروم بدون اینکه عکس العمل شدیدی نشون بدم یا بترسم سر جام وایسادم.
سرشو بغل گوشم آورد و با صدای آرومی گفت: هه فک نمیکردی بفهمیم مگه نه خانوم پلیسه?فک کردی میتونی سر منو کلاه بزاری?!

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان قانون شکنی نوشته طاهره الف

[ad_1]

251

حجم : 3 مگابایت

۱۵ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان قانون شکنی نوشته طاهره الف

نسخه موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان قانون شکنی نوشته طاهره الف

خلاصه ی داستان :
دو تا مرد و یه دخترِ قانون شکن…
یه زن که توی بی عدالتی و قانون شکنی می سوزه…
یک زن و یک مرد که مادر و پدرِ بازی های بچگیِ همدیگه بودن!
و مردی که اشتباه و قانون شکنی می کنه ولی “مَــــــرد” هست و پای اشتباهش می مونه!
من فقط قرارِ قصه ی قانون شکنی های ریز و درشت و جبران پذیر و جبران ناپذیر رو بنویسم!
همین…
روایتِ تازه ای نیست…فقط از زاویه ی تازه ای روایت میشه!
امیدوارم اگه عالی نمیشه حداقل قابل قبول بشه!

قسمتی از داستان :

کاغذ های روی میز را کنار می زند تا گوشی اش را که در حال زنگ خوردن است، پیدا کند: وای فروغی اگه این وضعیتِ میزمو ببینه اخراجم میکنه…منشیَم این همه بی نظم؟!
گوشی را چنگ می زند و تماس را وصل می کند و گوشی را بین شانه و گوشش جای می دهد و مشغولِ مرتب کردن کاغذ ها می شود: الو پری
دسته ای از کاغذ ها را درونِ پوشه ی صورتی رنگ جای می دهد: الو مُری
دست در جیب، نچی می کند: اَاَاَاَه!
پوشه را کنار می گذارد و زونکنی را باز می کند و لبخندِ عمیقی می زند: اااااا!
سر تکان می دهد و هوفی می کشد: خیلی خب بابا…الو پریزاد!
از بین کاغذ ها دنبالِ، فیشی می گردد تا درون زونکن بگذارد: الان میام مرتضی…پنج دقه بمونی اومدم
مرتضی ابرو هایش را بالا می فرستد و به دیوار تکیه می زند: باش…منتظرم
پریزاد گوشی را قطع می کند و آن را درون جیبش می گذارد. به سرعت مشغولِ مرتب کردنِ کاغذ ها می شود.

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان فراتر از یک رویا نوشته مهلا

[ad_1]

256

حجم : 6 مگابایت

۱۲ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان فراتر از یک رویا نوشته مهلا

دانلود رمان فراتر از یک رویا نوشته مهلا

خلاصه داستان :

خلاصه رمان فراتر از یک رویا : هرآدمی یک سرگذشتی داره …یه قصه ! قصه ی آدما از وقتی شروع میشه که یک اتفاق ، زندگیِ عادیشون رو تغییر میده !
این داستان ، قصه ی یک دختری رو روایت میکنه به اسم سارا که خیلی وقته از خودش و زندگیش قطع امید کرده …
یکی از غیر منتظره ترین اتفاق ها براش رخ میده که از نظرِ خیلی ها غیر ممکنه ! شاید اولش یک خواب باشه ولی خیلی زود حقیقی ترین لحظه ها که مثلِ یک رویا میمونه به وقوع می پیونده !
این داستان دو نوع عشقِ متفاوت رو به تصویر میکشه ! عشقی که به زمین محدود میشه و عشقی که از زمین فراتر میره و درگیرِ آسمون میشه ! …پایان خوش
درست لحظه ای که تو را درخواب دیدم به وجودت ایمان آوردم وازهمان لحظه عاشقت شدم ! تو راخواستن، همانندِ تقدیر …فراترازاراده ام بود !

پس … هیچگاه به پایان فکر نکن ، اندیشیدن به پایانِ هرچیز ، شیرینیِ حضورش را تلخ میکند ! بگذارپایان تورا غافلگیر کند …
همچون آغاز !

مقدمه

به نام آفریننده ی قلب ها

قرارماکی شد؟
بگوکدوم رویا؟
شب کدوم ساحل؟
لب کدوم دریا؟!

میخواهمت چنان که شب خسته خواب را!
میجویمت چنانکه لب تشنه آب را!
محوتوآم چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را !
بیتابم آنچنانکه درختان برای باد یاکودکان خفته به گهواره تاب را!
بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل یاآنچنانکه بال پریدن عقاب را!
حتی اگرنباشی می آفرینمت چونانکه التهاب بیابان سراب را!

قلبهایی دراطرافمان هستند که همه فرشته اند !
قلبهایی خالص پاک وزیبا که محبت خدایند وهرگاه به آنها نیازداشته باشی به یاریت می آیند!
دوفرشته باهم معناپیدامیکنند ، همانطورکه دوانسان باهم زندگی میکنند

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع